نارکیژ

!... ای جامه‌ات لبم که انار است

نارکیژ

!... ای جامه‌ات لبم که انار است

نارکیژ

من کی ام ؟!
باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود ...

عمری زندگی کردم ، که تازه سر ِ خودم داد بزنم که انسان ِ نفهم ! خدا وقتی می گوید گناه نکن ، لازم نیست چون و چرا و اگر اما بیاوری ؛ گناه نکن ! به همین سادگی ..

نظرات  (۵)

چقدر خوب که بعد از یک عمر به این نقطه رسیدید ... چقدر عالی 
پاسخ:
فاصله ی حرف تا عمل ... 
سلام
:|
پاسخ:
علیکم السلام :)
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۰:۴۱ ریحانه الف
سخته سخت!!
تازه یه وقت هایی خودش مجبورت میکنه ؛)
پاسخ:
کلا همینه دیگه ... گاهی سرش داد می‌زنی ، گاهی باهاش همراه میشی ، گاهی هم به زور جلوشو می گیری ... 
۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۰:۱۱ ( ک) شباهنگ
زمانی که انسان خودش به وجدان خودش اعتراف میکند ..
یعنی به یک حد نصاب آگاهی و بیداری رسیده است پست
 زیبایی بود ..
در ضمن سوالی از حضورتان داشتم در وبلاگ بانو فاطمه نظری
راجع به شعرشان مطلبی نوشته بودید که منهم دچار همین مشکل هستم
عزل مینویسم ولی مطمن هستم که ایراد وزنی دارند ..لیکن چون در خارج
 از کشور هستم . کسی را نمیشناسم که در تصحیح وزن به من کمک کند
 سوالم از حضور شما اینست آیا کسی را میشناسید که در این مورد
به من کمک کند ؟ از محبتتون سپاسگزارم..
قدری سخته اما شدنی هست..
جلوگیری ازش ساده نیست اما شدنی هست..
پاسخ:
ساده نیست ؛ اما شدنی ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی